سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
مرگ - تلخ ترین تجربه
آزمند بودن ، جاودان بندگى نمودن است . [نهج البلاغه]

مرگ

ارسال‌کننده : شلاله در : 3/10/89 12:32 صبح

روی قبرم بنویسید کبوتر شدو رفت


زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت


چه تفاوت که چه خوردست،سم یا غم دل


آنقدر غرق جنون بود که پرپر شدو رفت


 روز میعاد،همان روز که عاشق شده بود


مرگ با لحظه ی میعاد برابر شد و رفت


او کسی بود که از غرق شدن می ترسید


 عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت


 هر غروب تز دل خرشید گذر خواهی کرد


دختری ساده که یک روز کبوتر شدو رفت




کلمات کلیدی :